![]() |
![]() |
|
| I heard your voice through a photograph.I thought it up it brought up the past |
|
۱- کارگاه عکاسی خبری محمد بابايي (عکاس ایرنا) به همت انجمن صنفی مطبوعات همدان یکشنبه ۳۰ فروردین ۸۷ در دفتر انجمن واقع در اداره ارشاد همدان از ساعت ۴ بعد از ظهر برگزار می شود. شرکت برای همه علاقمندان آزاد است.
۲- نتایج عکس ماه اسفند انجمن صنفی را اینجا ببینید. و عکس سعید کرمی که جزو عکسهای منتخب مرحله اول بود.
۳- ۱۸ اردیبهشت آخرین مهلت ارسال عکس ماه فروردین. مسابقه عكس ماه در سه بخش زير برگزار مي شود 1. عكس خبري 2. عكس ورزشي 3. عكس فيچر و زندگی روزمره ۴-جایزه ویژه هیات داوران به یک عکس از بین عکس هایی که در موضوع "نوروز" گرفته شده باشند داده می شود داوري عکس هاي ماه فروردین 1387 بر عهده آقایان حسن سربخشیان (عکاس خبرگزاری آسوشیتدپرس), محمدرضا علیمددی (عکاس خبرگزاری جمهوری اسلامی) و جواد مقیمی (عکاس خبرگزاری فارس) است. جزییات کامل فراخوان را اینجا ببینید. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 11:9 توسط نیما دیماری |
|
|
The More Of Me I Inspect......................................The More Of You I See The Reflect
هفته ی طولانی بود. به اندازه یه ماه یا شایدم بیشتر طول کشید.
کار زیاد هم ،کمر شکن شده، فقط و فقط گپهای آخر وقت با دوستام، فرزاد و سعید و حامد کمی آرومم می کنه. جمعه با فرزاد رفتیم تله کابین. خیلی وقت بود کوه (میدان میشان )نرفته بودم. شاید ۲۰ سال! بعد از مدتها، کمی عکاسی کردم. جالبه که تو این به ماهی که لنز تله مو دادم تعمیر، همش تو موقعیتایی قرار می گیرم که به تله احتیاج دارن! در حالیکه تو شرایط عادی، همیشه ترجیح میدم با واید عکاسی کنم!
تو راه برگشت از تله کابین با فرزاد ،کلی موسیقی قوالی گوش کردیم. عاشق موسیقی قوالیم و دیوانه صدای زبر «نصرت فاتح علیخان» و آهنگ "تری بی نا" ( بی تو هیچ) که با اتفاقاتی که امشب ساعت ۱.۵ قراره بیفته ،خیلی مرتبطه!
اینم اولین عکسی که امروز با لنز تله ی تعمیریم گرفتم... و در آخر خیلی خوشحال شدم وقتی دیدم حامد چقدر خوب و مردونه با از دست دادن بهترین دوستش(پدرش ) کنار اومده... نا نوشته های 62 روزه حامدو اینجا بخونین.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 22:11 توسط نیما دیماری |
|
|
تصمیم گرفتم پست کنم.
دیشب از سفر دور و درازم از تبریز و ارومیه و ساری و بابل و ترکمن صحرا و.... برگشتم و صبح طبق معمول روزهای برفی ،با صدای مادر محترمه بیدار شدم. نمی خواستم برم عکاسی، ولی وقتی دیدم برق و تلفن قطع شده دیدم اوضاع واقعا خرابه! نصف درختای شهر شکسته بودن و مردم، اندر کف این برف ناگهانی بودن!
خدا این عیدو از ما ایرانیا نگیره...هنوز از اینکه این همه خوردم و بازم زندم تعجب می کنم!
همه تو عید خوشحالن! تو خیابونا عربده می کشن و کلا لذت می برن! همه با موبایل، در دامن طبیعت از هم فیلمهای چندین مگاپیکسلی می گیرن و همدیگرو دوست دارن!
ولی من امسال عید از همه دنیا شادتر بودم. به مرکز ترک اعتیاد رفتم و دور سفره اونا سالو نو کردم. هر سال، روز عید و تولدم افسرده ترین روزای زندگیمه، ولی امسال با دوستای جدیدم ....
اینجا اکثرشون کارتون خواب و بی جا و مکان هستن. کسایی که همه چیزشونو رو مواد گذاشتن و الان دوباره زنده شدن. دوباره.... هیچوقت آدماییو ندیده بودم که اینقدر عاشقانه از خدا حرف بزنن... اگه ما همه، خدارو تو کتابای دینی شناختیم ،اونا با تمام وجود، خدارو حس کردن...وقتی از خدا برام حرف می زدن، تمام موهای تنم سیخ می شد...
سر سفره ،دستای همدیگرو محکم گرفتن و دعا کردن. بعضی هم گریه بی صدا و من چقدر دلم می خواست، دوربین بدست نبودم و دست تو دست اونا می نشستم.... یکی گفت: خدایا! تو این سال نو، به ما "مال" نده، "حال" بده.... ومن به همه چیز ،دوباره فکر کردم... به زندگیم و به بلاگم و به شما هایی که مشتریم شدین! و این شد که آپ کردم.
این شخصیت که می بینین "سر آلپاچینو" ست! که منو به لقب "هنریکو" مشرف کرد! عکس زیر هم که این دوست پیرن قرمزمون (که هرچی اسمشو پرسیدم فقط گفت: معتاد گمنام) توشه گذاشتم تا اگه کسی احتمالا میشناستش ،خبری از خانوادش که سالهاست گمشون کرده ،بهش بده.
و یه عکس یادگاری که احمد ازمون گرفت...
روزهای دیگه هم با سهراب رفتیم جاهای مختلف، از جمله گورستان تاریخی سفید چاه ،که البته باید بگم عکسام به خوبی پارسال نشدن.
وکمی هم طبیعت....و البته یه جای فوق العاده و شگفت انگیز که تو پست بعدی براتون می نویسم....تو این سفر گرگان خیلی به یاد بچه ها بودم و خاطرات خوبی که تو سفر باهم داشتیم...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 22:59 توسط نیما دیماری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نیما دیماری
متولد 1358 ارومیه. فارغ التحصیل کارشناسی ارشد معماری عکاس مستند |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 شهریور 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 |
|
RSS
|