![]() |
![]() |
|
| I heard your voice through a photograph.I thought it up it brought up the past |
|
رویاهای بی پایانم را انکار نمی توانم کرد. بی پایانی، سخت است برای درک کردن. فریادها را نمی توانم شنید ،حتی در رهاترین رویا هایم با احساس خفگی ، با عرق سرد بیدار می شوم از خوابیدن هراس دارم، نکند که باز ،این رویا تکرار شود... کسی تعقیبم می کند و من توان حرکت ندارم صلب ایستاده ، مجسمه وار این کابوس این چه رویاییست؟ کی به آخر می رسد؟ آیا رهایم می کند؟ خوابهای بی قرار و ذهنم در پریشانی پایان هر کابوس ، کابوسی دیگر را آغاز است. رویاها به سراغم می آیند و از خواب هراسناکم. و در اعماق وجودم ، هراسناکترم از بیداری. زندگی باید بیش از این باشد که هست ،وگرنه بودن بیهوده خواهد بود دوست دارم باور اینرا که روزی که بمیرم ،شانسی برای حیات دوباره دارم شانسی برای تکرار این رویا، دوباره و دوباره و دوباره...
بعد از 20 ماه کار امروز رسما از خبرگزاری فارس اومدم بیرون و از دنیای عکاسی خبری کنار گرفتم. |
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم تیر 1388ساعت 18:29 توسط نیما دیماری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نیما دیماری
متولد 1358 ارومیه. فارغ التحصیل کارشناسی ارشد معماری عکاس مستند |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 شهریور 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 |
|
RSS
|